قانون جذب

تجربيات شخصي من از قانون جذب

تقويت اعتماد به نفس

تقويت اعتماد به نفس ( راز اعتماد به نفس )

 

تقويت اعتماد به نفس و اصولا بهبود كيفيت اعتماد به نفس، موضوع بسيار بسيار مهمي است كه در روانشناسي فردي و ارتقا مهارت هاي مرتبط با موفقيت فردي جايگاه اول را پيدا كرده است. آيا ميدانستيد تقويت اعتماد به نفس منجر به استفاده بهينه تر شما از قانون جذب ميشود؟

 

تقويت اعتماد به نفس يعني ايجاد ويژگي هايي در شيوه تفكر و عملكرد، به گونه اي كه فرد از عهده كارها به خوبي برآيد و در شغل و ارتباطات خود نقش موثرتر و كارايي بهتري نسبت به سابق داشته باشد.

 

يعني كيفيت كارايي ذهني و عملي او در مواجه با كارها افزايش پيدا كند. سايت راز موفقيت در جهت تقويت و تقويت اعتماد به نفس افراد مقالات بسياري ارايه كرده و در اين مقاله قصد داريم با ۴ گام سريع شما را به اعتماد به نفس سالم برسانيم.

 

اعتماد به نفس ناشي از عملكرد گذشته شماست . امروز اولين روز از باقي عمر شماست پس عملكرد خود را از همين امروز تغيير دهيد و اعتماد به نفس خود را تقويت كنيد. چراكه كاهش اعمتاد به نفس و عزت نفس مشكلات فراواني از جمله انواع تله هاي شخصيتي و طرحواره ها را براي شما به ارمغان مي آورد.

كسي كه قبلا بوديد را فراموش كنيد ، با تقويت اعتماد به نفس شما فرد جديدي خواهيد شد.

باورهاي شما، سطح تخيل، ميزان ايمان شما به آينده اي درخشان و… همگي به ميزان اعتماد به نفس شما بستگي دارد.

با تقويت اعتماد به نفس ، توانايي يادگيري شما نيز بيشتر و بهتر ميشود.

تقويت اعتماد به نفس با كاهش هرج و مرج هاي عاطفي شما همراه خواهد بود.

با تقويت اعتماد به نفس ، گذشته و فكر كردن به آن ديگر شما را ناراحت نميكند؛ حتي اگر سطح كنوني اعتماد به نفس شما با اتفاقات گذشته و شرايط اخير گره خورده باشد.

تقويت اعتماد به نفس باعث ميشود تمايل شما به تغيير در جهت آنچه ميخواهيد باشيد بيشتر شود.

با افزايش اعتماد به نفس شما آنگونه كه قبلا بوديد شناخته نميشويد، بلكه ديگران شما را همانگونه كه خود ميخواهيد ميبينند.

با ما در ادامه مقاله همراه باشيد تا ۴ قدم به زنگي رويايي خود نزديكتر شويد.

 

اعتماد به نفس - اعتماد به نفس بالا

 

علائم كمبود اعتماد به نفس

 

اگر بخواهيم در علائم كمبود اعتماد به نفس در افراد دقيق شويم، در واقع نشانه هاي زيادي را بايد در نظر بگيريم. از سري فاكتور هاي كه در بررسي علائم كمبود اعتماد به نفس بايد بررسي شوند، ميتوان به، زبان بدن، كلام و رفتار هاي فرد اشاره كرد. در اصل ما بايد بر اين موارد روي هر فرد دقيق شويم تا علائم كمبود اعتماد به نفس را در آن فرد، كشف كنيم.

 

ويژگي هاي رفتاري افراد با اعتماد به نفس پايين

 

از سري علائم كمبود اعتماد به نفس كه در رفتار افراد هويداست عبارتند از: مطيع، تابع، تسليم، سلطه پذير، كناره گير، سربه زير، بامحبت، بي پناه، دستپاچه، دودل، بدبين، خودمقصر، مردد، بدبين، هراسان، نامطمئن

رفتارهاي كلامي افراد با اعتماد به نفس پايين

آن دسته از علائم كمبود اعتماد به نفس كه از كلامات افراد مي توان به آنها پي برد عباراتي هستند از جمله: تعجب ميكنم، شايد، فكر ميكنم، احتمالا، ببخشيد، حدس ميزنم، نميتوانم، از اينكه زحمتتان مي دهم متاسفم، نميدانم چه بر سرم آمد

رفتارهاي بدني افراد با اعتماد به نفس پايين

علائم كمبود اعتماد به نفس كه خود را در زبان بدن افراد نشان مي دهند: دستها را به هم ماليدن، حركات ناآرام، پاها را روي هم انداختن، وول خوردن، چشمان پايين افتاده، قامت خميده و قوزدار، صداي يكنواخت و بي حالت، صحبت كردن ملايم، غرولند كردن، خاموش شدن

رفتارهاي هيجاني افراد با اعتماد به نفس پايين

علائم كمبود اعتماد به نفس كه از هيجانات فرد مشخص مي شوند عبارتند از: ترس، تشويش، اضطراب، افسردگي، احساس گناه، آزار و اذيت كردن، رفتار كنايه آميز، تنبلي، گيجي

 

ورزش هايي براي تقويت اعتماد به نفس

 

ورزش كردن معمولا يكي از تكنيك هاي تقويت اعتماد به نفس است كه تاثير بسازيي دارد. ورزش ميتواند اعتماد به نفس شما را بالا ببرد، چرا كه تناسب اندام و سلامت معمولا ميتواند احساس خوبي را در فرد ايجاد كند. دوست ورزشكاري داشتم كه ميگفت اوايل بعد از صدبار بارفيكس از دستانم خون مي آمد و من ورزش را متوقف نميكردم چرا كه مطمئن بودم اين يك نشانه است كه من فردي قوي هستم و از پس هر چالشي در زندگي ام بر مي آيم. ورزش هاي زيادي هستند كه با انجام آنها ميتوانيد به تقويت اعتماد به نفس خود بپردازيد. كافيست علايق خود را در اين زمينه دنبال كنيد و از ورزشي كه ميكنيد لذت ببريد.

 

رژيم لاغري

آيا چاقي براي شما هزاران مشكل و بيماري جديد بوجود آورده است و شما دنبال بهترين رژيم لاغري ميگرديد
آيا هيكل خود را دوست نداريد و دوست داشتيد كمي لاغرتر و يا چاق تر بوديد؟
آيا از رژيم لاغري گرفتن عاجز شده ايد؟
آيا سال هاست كه تحت نظر متخصص تغذيه هستيد ولي از تغييرات راضي نيستيد؟
آيا مي خواهيد چاق شويد و از لاغري مفرط رنج مي بريد؟
آيا از انچه در آينه مي بينيد بيزار شده ايد و ميخواهيد يك رژيم لاغري درست و حسابي داشته باشيد؟
آيا حال و حوصله ورزش نداريد؟
آيا در رژيم لاغري هايي غذايي مختلف قبلي تجربه خوبي نداريد؟
آيا به فكر جراحي هاي خطرناك و برداشتن معده و كوتاه كردن روده افتاده ايد؟
آيا شما كسي هستيد كه هميشه گول تبليغات ماهواره اي براي رژيم لاغري را مي خوريد؟
آيا شما هم هزاران نوع قرص و ژل و كمربند و شربت و دمنوش و كرم لاغري و چاقي مي خريد؟

دوستاني كه به دنبال رژيم لاغري هستيد خبر خوبي برايتان دارم!

اگر شما حتي يك مورد از موارد بالا برايتان به يك چالش روزانه بدل شده است و دربدر به دنبال يك رژيم لاغري خوب ميگرديد، بايد كتاب اصول تغذيه ي محمود جولايي را بخوانيد.

اما مي دانم تعجب مي كنيد كه چرا من از فضاي روانشناسي وارد حوزه تغذيه و رژيم هاي غذايي شده ام؟ آماده باشيد تا داستان شكل گيري يك كتاب خوب را از زبان پديدآورنده آن برايتان تعريف كنم!

داستان جالب شكل گيري كتاب تغذيه و رژيم لاغري براي همه

… همانطور كه مي دانيد محمود جولايي “كاپيتان كشتي هاي اقيانوس پيما” بوده است.

او هر ساله بطور مرتب چكاپ پزشكي بسيار دقيقي داشت. در يكي از اين معاينات مثل هميشه نتايج آزمايشات را براي تكميل پرونده به دكتر معتمد شركت داده و ايستاد كه او زود امضاء كند و وي بر سركارش برود. جولايي ميگويد دكتر هميشه برگه ي آزمايشم را نگاه مي كرد و حالي مي پرسيد و كار تمام بود. ناگهان ديدم در برگه من متمركز شد و تك تك موارد را با انگشت مرور كرد. گفتم چيه دكتر، مشكلي هست؟
با مكثي گفت بشين كاپيتان تا برات بگم! خوب نيست بايد به فكر رژيم لاغري باشيد

گفتم چي خوب نيست؟گفت: آقاي كاپيتان خوش تيپ اين خوب نيست كه در اين سن شما قند، كلسترول، اوره، چربي و تري گليسيريد داشته باشيد…

اين گفته هاي ايشان مانند چكش سنگيني بر سر من فرود آمد و مرا روي صندلي نشاند. با نگراني، جوري كه انگار جواب را ميداني ولي ميپرسي تا اطمينان حاصل كني، پرسيدم: مگر داشتن اينها چه اشكالي دارد؟ سرش را بالا گرفت و با پوزخندي در چشمان من گفت: كاپيتان روسي كه ماه پيش تنها در اتاقش سكته كرد و مُرد يادت هست؟  او هم تمام اين بيماري ها را داشت و هيچ فكري براي رژيم لاغري خود نكرده بود.

ديگر هيچي يادم نبود. تنم سرد و كرخت شده بود. از جايم بلند شدم و بدون خداحافظي از مطب دكتر خارج شدم و بعد از ساختمان شركت در برج آسمان خارج شدم. حتي از آسانسور استفاده نكردم و تمام مسير راه پله را بسرعت پايين آمدم. انگار بايد خيلي زود از يك واقعيت تلخ دور مي شدم. اتومبيلم را فراموش كردم بردارم. خودم را مي ديدم كه در دفتر كار كاپيتان در يك كشتي خيلي بزرگ افتاده ام و هيچ كس از وجودم خبر ندارد… انقدر درگيري ذهني داشتم كه از ميدان فرمانيه تا ميدان نوبنياد پياده رفتم. دور ميدان داشتم از خياباني عبور مي كردم كه يادم هست، يك پيكان مشكي جلويم پيچيد و گفت: داداش كجا؟ در خدمتيم؟

و من پاسخ دادم : كلسترول!

و او گفت: مي دانم كجاست، بيا بالا!

… ساعتها در خيابان بودم. راننده حرف مي زد و من در پس افكار خود داشتم مراسم تدفينم را برنامه ريزي مي كردم كه آبرومندانه انجام شود! ناگهان راننده با لهجه قزويني پرسيد: آقاي مهندس حدودا نمي داني اين كلسترول كدام منطقه است؟ بخودم آمدم و گفتم برو انقلاب؛ روبروي دانشگاه به همه كتابفروشي ها سر زدم و هرچه كتاب در مورد تغذيه و فاكتورهاي آزمايشي، موجود داشتند را خريدم. 18 جلد كتاب تخصصي كه من هيچي از آنها نمي فهميدم. شب را تا صبح با كتاب هاي غريبم خوابيدم. فردا صبح به كتابخانه دانشگاه تهران رفتم و به دنبال منابع بيشتر گشتم. هفته بعد به دريا رفتم و در طول شش ماه 38 جلد كتاب خواندم. با يك مشكل بزرگ مواجه شدم. كتاب هاي داخلي تقريبا همه ترجمه بود و ترجمه ها خود به ترجمه  نيازداشت. بسياري از اصطلاحات را نمي فهميدم. فرق LDL , HDL را نمي فهميدم. كتاب ها برايم خيلي سنگين بود. كتاب هاي ساده تري از خارج تهيه كردم و باز خواندم و تازه موتور علاقه و اشتياق دانستن در من روشن شد. به هر كشوري مي رسيدم به كتابفروشي ها سر مي زدم و كتاب هاي مربوطه جديدي را مي خريدم. اين شش ماه اندازه 6 سال دوره ارشد تغذيه مطلب خواندم و باز خواندم.

به ايران بازگشتم و بلافاصله به متخصص تغذيه مراجعه كردم و وقت گرفتم و گفتم مي خواهم فقط پرسش هايم را بپرسم. تعجب كرد و با هم شروع كرديم به هم آموختن و يا از هم آموختن.

 مدت دو ماه تمام آخر وقت هاي ايشان را من پر مي كردم. با هم دوست شديم. روزي از من خواست، در كلينيك يكي از دوستانش شروع به كار كنم و مشاوره بدهم. گفتم شايد دارد مرا از سرش وا مي كند و نپذيرفتم و دوباره و سه باره و چهار باره كتاب هاي جديدتر و تخصصي تري خريدم و به دريا رفتم. تمام زندگي و فكر من شده بود تغذيه. هميشه و همه جا اطلاعات مي دادم و براي مردم جنس اطلاعات من جالب، جديد و جذاب بود. شايد چون كمي نگرش و تحليل روانشناسي در آن آميخته بود و يا شايد چون من از جنس مصرف كننده گان آن اطلاعات بودم.

 يادم هست در يك سفر ۴۲ جلد كتاب با خود بردم. بعضي كتاب ها، كتاب هاي دانشگاهي مقطع ارشد و دكتراي تغذيه بود و در شش ماه خواندم. روزي نيز با سايت هاي معتبر دنيا آشنا شدم و اطلاعات به روزتري را در آنجا يافتم و تشنه تر شدم. بالاخره كتاب ها را كنار گذاشتم و شبانه روز در ميان سايت هاي مختلف و معروف جهان به دنبال پرسش هاي خودم بودم….. و اين پروسه سه سال ديگر طول كشيد.

در اين سه سال چند ماه به اصرار دكتر عزيزم به كلينيك تغذيه دوست شفيقشان مراجعه كردم و بعد از همان مصاحبه اول پشت ميز مشاوره نشستم تا كمي دانسته هايم را انفاق كنم.
عجيب بود مردم از زن و مرد ميخكوب بحث هاي من مي شدند و برخي مراجعين واقعا فقط براي شنيدن مي آمدند. به تدريج من روشي خاص را پيش گرفتم. همانجا بود كه تكنيك “روانشناسي كاهش وزن” به ذهنم خطور كرد.

 

عزت نفس چيست

اگر به دنبال سرچ كلمه عزت نفس در گولگل به اين صفحه هدايت شدين حتما دانستن اينكه عزت نفس چيست يكي از دغدغه هاي شما به حساب مي آيد و ميخواهيد بدانيد كه اين مفهوم چه معنايي دارد و براي ارتقا سطح عزت نفس خود چه كارهايي از دستتان بر مي آيد اگر بدانيد كه عزت نفس چيست بي شك متوجه خواهيد شد كه ارتقا سطح عزت نفستان تا چه اندازه موضوع مهمي است بيايد در اين مقاله باهمديگر به بررسي اين موضوع بپردازيم كه عزت نفس چيست

عزت نفس چيست

در پاسخ به اين سوال كه عزت نفس چيست بايد بگوييم كه عزت نفس دقيقا احساسي است كه نسبت به خودتان داريد اگر بدانيد زماني كه در آينه نگاه ميكنيد چه حسي به فردي كه در آينه ميبينيد داريد، اگر بدانيد كه او را دوست داريد و يا اينكه او را موجود پر عيب و نقصي ميدانيد پس خواهيد دانست كه عزت نفس چيست . هرچقدر كه فردي كه در آينه ميبينيد را بيشتر دوست داشته باشيد عزت نفس بالاتري داريد و هرچقدر كه او را كمتر دوست داشته باشيد عزت نفس پايين تري داريد.

تفاوت اعتماد به نفس و عزت نفس چيست

اعتماد به نفس چيست؟ اعتماد به نفس فكري است كه در مورد توانمندي و كارآمدي خود در حوزه اي خاص ميكنيد اينكه فكر ميكنيد تا چه ميزان از پس يك كار برمي آييد نشان ميدهد كه اعتماد به نفس شما در چه سطحي است.

عزت نفس چيست ؟ عزت نفس باوري است كه در مورد خودتان داريد و به اين معنا است كه فارغ از هرآنچه در جهان پيرامون شما در حال رخ دادن است چقدر خودتان را دوست داريد. بيشتر افرادي كه نميدانند عزت نفس چيست و معمولا عزت نفس را با اعتمادبنفس اشتباه ميگيرند اصلا نميدانند به كدامين گناه و براي داشتن كدامين نقص خودشان را دوست ندارند تنها از آنجا كه نميدانند عزت نفس چيست حس ميكنند فرد دوست داشتني اي نيستاند. و لياقت احترام و توجه ديگران را ندارنند.

راه هاي تقويت عزت نفس چيست

تكنيك اول افزايش عزت نفس چيست ؟ نوشتن سرگذشت زندگيتان

براي اموختن اينكه تكنيك اول تقويت عزت نفس چيست تمام زندگي خود را بنويسيد. نوشتن خاطرات مربوط به كودكي، نوجواني و اكنونتان معجزه ميكند. اگر نقاط ابهامي در زندگي شما هست اين نقاط ابهام را بپرسيد، تحقيق كنيد، بررسي كنيد و براي خودتان كاملا شفاف سازي كنيد. شما در اين تكنيك كافيست شبي ده دقيقه وقت بگذاريد. و هر چيزي كه از گذشته در ياد داريد را روي كاغذ بياوريد. همين طور در حين نوشتن تاريخچه زندگي خودتان نقاط مثبت را پررنگ تر كنيد بيشتر راجع به آن بنويسيد. چه اتفاق هاي مثبتي در كودكي افتاده است. چه كارهاي خوبي كرده ايد حتي شيطنت هايي كه به شما حس خوبي مي دهد. چطور درس خوانده ايد و چه نمرات خوبي گرفته ايد. يعني بيشتر توجه و تمركز روي نقاط مثبت باشد.

تمرين مهم براي افزايش عزت نفس

در مرحله بعد شما بايد شبي پنج مورد كه از خودتان شناخته ايد و به آن افتخار مي كنيد را يادداشت كنيد. يعني از دل آن سرگذشتي كه نوشته ايد و آن نقاط مثبتي را كه به آنها اشاره كرده ايد هر شب ۵ مورد را كه به آنها افتخار مي كنيد و در خودتان مثبت، خوب و بارز مي دانيد را يادداشت كنيد.

هر شب ۵ مورد زير را براي افزايش عزت نفس يادداشت كنيد :

  • فلان مورد در قيافه و اندامم را دوست دارم چون …..
  • فلان دوره را گذراندم و فلان مدرك رو گرفتم.
  • فلان مقطع تحصيلي رو با اين رتبه قبول شدم.
  • پدرم اين خوبي رو دارد.
  • مادرم….. (يك چيزي را پيدا كنيد و روي آن متمركز شويد.)

هر شب ۵ مورد ياداشت كنيد. مي توانيد به خيلي چيزها اشاره كنيد. ارتباطاتتان، افرادي كه با آنها دوست هستيد، توانايي هاي خاصي كه داريد، استعدادهايي كه داريد، مثلا موردي كه من ديشب در اين يادداشت هاي پنج گانه شبانه ام نوشتم؛ ناگهان يادم افتاد كه بعد از مدتها كم كم ليستم خالي شده است و نمي توانم موردي را پيدا كنم. ولي لحظه اي به همان روز خودم نگاه كردم و يادم افتاد كه من امروز با فرزندم به گونه اي خاص صحبت كردم. اين شيوه گفتگو را  خيلي دوست دارم در صورتي كه اصلا تا بحال به آن توجه نكرده بودم. اين را به عنوان اولين آيتم آن ليست پنج گانه نوشتم. منظورم اين است كه شايد در دفعات اولي كه مي خواهيد اين ليست را پر كنيد. چيزي به ذهنتان نرسد يا ندانيد. اين كاملا طبيعي است بخاطر اينكه چيزهاي مثبت زيادي را در خودتان نمي بينيد. چون عزت نفس پايين اصلا تعريفش همين هست. اما به تدريج ياد مي گيريد كه نقاط قوت و مثبت خودتان را بزرگ تر و بزرگ تر بكنيد و با شروع عدد اول عددهاي بعدي را حتما در ليست بگذاريد.

 تكنيك دوم افزايش عزت نفس چيست : ديدن نقاط مثبت در ديگران

تكنيك و روش دومي كه در افزايش عزت نفس چيست مي خواهم خدمتتان بگويم ديدن چيزهاي خوب در ديگران است. ما عموما در ديگران نقاط منفي را خيلي بارز مي بينيم.  مخصوصا هر چقدر عزت نفستان پايينتر باشد. شما افراد ديگر را ضعيف تر و منفي تر از خودتا خواهيد ديد. اما اينجا مي خواهيم دقيقا برعكس عمل كنيم. نبايد در مورد ديگران قضاوت بكنيم. فقط مي خواهيم يك مقايسه مثبت بكنيم. نقاط مثبتي كه در خودتان مي بينيد را جستجو كنيد و در اطرافيان ببينيد. و يا نقاط مثبتي را كه در ديگران مي بينيد را در ديگري جستجو كنيد. اينجا هم باز ممكن است در يافتن نقاط مثبت در ديگران با مشكل مواجه شويم و نتوانيم پيدا كنيم. اين باز طبيعي است ولي به تدريج و با فكر كردن بر روي اين موضوعات مي توانيم نقاط بسيار مثبتي را در اطرافيان خودان پيدا كنيم كه در شما هم هست  يا در شما هست و در ديگران هم هست. بيشتر ما در ديگران فقط به دنبال مسائل و جوانب منفي آنها هستيم و فقط آن نكات منفي را مي بينيم. مثلا با دوستي سالها ست ارتباط داريم و سال هاست داريم قضاوتش مي كنيم و هميشه در ذهنمان به گفتگو با اين فرد مشغوليم.

  • كه چرا اين فرد اين كار را كرد و يا چرا اين كار را نكرد.
  • چرا اينجوري يا چرا اون جوري لباس پوشيد.
  • چرا به من اينجوري سلام داد.
  • چرا اونجوري رفتار نكرد يا كرد.

روي افكار مثبت و منفي خود فكوس كنيد

كمي به اين افكار توجه كنيم تمام عمرمان داريم اين كارها را، اين گفتمان را در درون خودمان تكرار مي كنيم و اكنون ما فرض مي كنيم كه نمي خواهيم از اين به بعد اين كار را بكنيم و بر عكس مي خواهيم فقط و فقط نقاط قوت و مثبت ديگران را ببينيم و آن را به زبان بياوريم؛ در واقع ما مي خواهيم از اختلاف هايمان به پذيرش تفاوت هايمان برسيم. پس زياد به نقاط ضعف هم كاري نداشته باشيم بيشتر جنبه هاي مثبت را ببينيم و با اين جنبه هاي مثبت طبعا ارتباط خوبي بين ما برقرار خواهد شد، تا اينكه بخواهيم جنبه هاي منفي را ببينيم و حالا در ارتباط صد در صد با مسائل و مشكلاتي مواجه خواهيم شد.دوستان در اينجا هدف من اين نيست كه مشكلات خودم و ديگران را كتمان بكنم؛ اصلا بحث عزتمندي اين نيست!! براي همين هم اينجا نمي خواهيم اين بحث را باز كنيم كه با جوانب منفي خودمان اين كار را بكنيم يا با جوانب منفي ديگران اين كار را بكنيم. طبيعي است كه وقتي در خودم اين جوانب منفي را بشناسم احتمال دارد كه بتوانم تغيير بدهم و در ديگران هم يا مي پذيرم و يا كمكش مي كنم تغيير بدهد و يا اينكه با همان شرايط با آن مواجه مي شويم.

تكنيك سوم تقويت عزت نفس چيست : به وجود آوردن حس خوب در ديگران

تكنيك سوم اين است كه حالا ما بايد ببينيم كه چطور مي توانيم در ديگران حس خوب را به وجود بياوريم. چطور به ديگران مي توانيم كمك بكنيم مثلا ديروز يكي از همكاران من ناراحت بود از شرايطش از وضعيتش و براي آينده به شدت غصه مي خورد و نگران بود من اينجا گفتم خب ببينم مي توانم از اين تكنيك استفاده بكنم. آمدم كلي صحبت هاي مثبت با او كردم. به آينده اميدوارش كردم و تازه به او گفتم  تو در اينجا ، در اين شركت توانايي هايي داري كه همه ي ما به اين تواناييهاي تو غبطه مي خوريم. پس تو آدم خوب و متفاوتي هستي، پدر خوبي هستي تو همكار خوبي هستي. در كل خيلي حس خوبي نسبت به حرف هاي من پيدا كرد. باورتان نمي شود فرداي آن روز بعد از اين گفتگوي خيلي كوتاه به من زنگ زد و با حالتي كه خيلي احساساتي شده بود از من بابت اين گفتگوي خيلي خوبي كه بينمان رد و بدل شده بود خيلي تشكر كرد. خب مي خواهيم اين كار را آناليز كنيم. من با يك گفتگو، با اشاره به نقاط قوت همكارم در ايشان حس خوبي ايجاد كردم. اما اين كار چه سودي براي من داشت؟سودش براي من اين بود كه احساس بسيار بهتري در من ايجاد شد. با واكنش ايشان نسبت به اين گفتگو من متوجه شدم كه يك آدم خوبي هستم و دوم يك سري توانايي هاي خاص دارم و سوم ديگران نسبت به من حس خوبي دارند و در نهايت در واقع به اين ايمان مي رسم كه

يك: من خوب هستم، 

دو:ديگران خوب هستند،

سه:ارتباط من با ديگران خوب است.

ريشه اعتماد به نفس

تا كنون به اين موضوع انديشيده ايد كه ريشه اعتماد به نفس چيست و چطور ميشود كه بعضي از بچه ها اعتمادبنفس بالا و بعضي از بچه ها اعتمادبنفس پايين دارند. عجيب تر از آن گاهي دو كودك را ميبينيم كه در محيط يكساني بزرگ شده اند و تربيت يكساني دارند اما يكي اعتمادبنفس بالا و ديگري اعتمادبنفس پاييني دارد به راستي ريشه اعتماد به نفس كجاست كه چنين مواردي را شاهد ميشويم؟ بنياد اعتماد به نفس چيست كه گاهي بعضي از روانشناسان ميگويند فلان شخص ژنتيكا اعتماد به نفس پايين تري دارد و براي كار بر روي ريشه اعتماد به نفس او تلاش بيشتري بايد صورت پذيرد.

ريشه اعتماد به نفس چيست ؟

در شكل گيري ريشه اعتماد به نفس افراد موارد زيادي نظير خانواده، گروه همسالان، محيط زندگي و ... دخيل هستند اما چطور ميشود كه گاهي دو فرد كه در تمام اين موارد باهم يكسان هستند اعتماد به نفس يكساني ندارند؟ اينجاست كه مبحث ديگري در ريشه اعتماد به نفس مطرح ميشود و آنهم ژنتيك و ديگري نحوه مواجه فرد با چالش ها است.

حقيقتا ژنتيك در ريشه اعتماد به نفس همان چيزي است كه از كنترل ما خارج است اگر فردي ذاتا با سطح اعتمادبنفس بالا و يا پاييني به دنيا مي آيد ديگر كار زيادي از دست ما بر نمي آيد ما ميتوانيم با در نظر گرفتن ريشه اعتماد به نفس او شرايط را كنترل كنيم اما نميتوانيم او را به سطح فردي كه سطح اعتماد به نفس بسيار بالايي دارد برسانيم. اما مورد ديگر در ريشه اعتماد به نفس طرز مواجه فرد با مشكلات و چالش هاي زندگي است مثلا دوخواهر را درنظر بگيريد كه يكي در برابر ظلم سكوت و ديگري شورش ميكند اين برميگردد به ريشه اعتماد به نفس او و اينكه او تصميم گرفته در برابر يك مشكل خاص چه ريكشني نشان دهد. البته الگوي فرد در زندگي هم تاثير گذار است. گاهي در زمان شكل گيري ريشه اعتماد به نفس افراد يك كودك مادرش را به عنوا الگو و قهرمان خود انتخاب ميكند و يك كودك ديگر پدرش را.

تقويت ريشه اعتماد به نفس افراد

راه هاي افزايش ريشه اعتماد به نفس

در ادامه ۹ راهكار عملي را براي افزايش ريشه اعتماد به نفس به شما معرفي مي كنيم.

تمرين شجاعت و ايجاد ريشه اعتماد به نفس (مزاياي ترس)

غلبه بر ترس يكي از بهترين تكنيك هاي موفقيت و تحول فردي است. اما ترس به خودي خود چيز بدي نيست. ترس براي اين وجود دارد تا ما را از خطر فيزيكي حفظ نمايد.غريزه‌اي است كه براي حفاظت از ما در برابر خورده شدن توسط شكارچي وجود دارد. اما با وجود اين‌كه در خانه‌هاي مدرن خويش در امنيت به سر مي‌بريم، اين ترس براي مواجه با استرس روزمرۀ مدرن فعال مي‌شود كه باعث تحريك احساسات منفي مانند شرم، ناراحتي و ترس مي‌گردد. اين تجربه‌ها در پس زمينۀ روان ما اجرا مي‌شوند و فضاي ذهني زيادي را اشغال مي‌كنند. درست همانند اپليكيشن‌هاي موبايل كه در پس زمينه اجرا مي‌شوند و حافظه و باطري گوشي را مصرف مي‌نمايند. هنگامي كه در نقطۀ امن خويش به سر مي‌بريم و با فعاليت‌هاي روزمره از اين تجارب ناخوشايند در امان هستيم، بدون آگاهي از توانايي خويش براي رشد و پيشرفت مهارت‌هايمان زندگي مي‌كنيم. هرچقدر كمتر فرصت‌هايي براي اشتباه و شكست داشته باشيم، خروج از نقطۀ امن هراس‌انگيزتر خواهد بود. اما هنگامي كه از آن خارج مي‌شويم، حتي اگر به توانايي‌مان اعتماد نداشته باشيم، شجاعت ما را فرا مي‌گيرد. در قلمرو شناخته‌ها، اعتماد به خويش، بدون هيچ‌گونه مشكلي كار خودش را انجام مي‌دهد، اما در قلمرو ترس از ناشناخته‌ها، شجاعت كنترل را به دست مي‌گيرد. شجاعت خصيصه‌اي است كه به نسبت حرمت نفس، نيكوتر مي‌باشد زيرا نيازمند توان بيشتري است و معمولاً يك شخص شجاع هيچ‌گونه محدوديتي براي رشد و موفقيت نمي‌شناسد.

هنگامي كه شما ريشه اعتماد به نفس داريد، مي توانيد بسيار سرگرم كننده باشيد. و هنگامي كه شما سرگرم كننده هستيد، مي توانيد كارهاي شگفت انگيزي را انجام دهيد. – جو نامث

براي تقويت ريشه شكرگزار ترس هايتان باشيد

ما مي‌توانيم به خاطر ترس شكرگزار باشيم. مي‌توانيم ياد بگيريم مشتاقانه آن را بپذيريم، منشأ آن را درك كنيم و به‌عنوان نشانه‌اي براي آن‌چه كه نياز است مورد رسيدگي قرار گيرد، از آن استفاده ببريم. ترس ابزاري قدرتمند براي مرتب‌سازي كمد ذهن است. دقيقاً همانند مرتب كردن كمد، مي‌توانيم چيزهايي كه مي‌خواهيم براي مدت بيشتري نگه داريم را دسته‌بندي كنيم. هنگامي كه مرتب‌سازي انجام گيرد، احساس تازگي و پر انرژي بودن خواهيم كرد. اما هميشه نمي‌توان با خم كردن انگشتان بر روي هم و اميدوار بودن بر ترس غلبه كرد.

ما انسان‌ها موجودات عجيبي هستيم، انتظار داريم ترسمان در يك لحظه ناپديد شود. ما نبايد انتظار داشته باشيم كه ويولن را برداريم و فوراً قطعۀ Vivaldi را بنوازيم.

2 راهكار براي ساختن و حفظ ريشه اعتماد به نفس

اعتماد به نفس چيست - اعتماد به نفس بالا - افزايش اعتماد به نفس

مي دانيد كه من نيز مثل بسياري از روانشناسان نوين بر اين باورم كه اعتماد به خويش نيز چون عزت نفس يك مهارت است و براي كسب هر مهارتي بايد تمرين و تكرار كرد. براي ايجاد حرمت نفس، بايد اين حس را تمرين كنيد. مارتين سليگمن به ما يادآوري مي‌كند كه خودپندارۀ مثبت به تنهايي هيچ چيزي توليد نمي‌كند. حس امنيت در فرد از رفتار مثبت و سازنده بر مي‌خيزد. اما «پاجارس» مي گويد: اين بدان معنا نيست كه احساس امنيت و اطمينان به خويشتن براي سلامتي مهم نيست. اعتماد بنفس و خودكارآمدي بالا با بسياري از جنبه‌هاي سلامت رواني و جسماني در ارتباط است. بسياري از ما مي‌خواهيم و بسيار هم دوست داريم كه ريشه اعتماد به نفس بالا داشته باشيم اما درگير غلبه بر تزلزل، ترس و افكار منفي هستيم. با اندكي تفكر، تلاش زياد و شايد تغييري در ادراك خود بتوانيم به سمت اعتقادي قدرتمند و با ثبات دربارۀ خويش پيش برويم.

سلامتي نمي‌تواند فقط در ذهن ما وجود داشته باشد. سلامتي تركيبي است از معنا، روابط خوب و دستاوردها « مارتين سليگمن »

۱. در حالتي مطمئن بنشينيد يا بايستيد

اعتماد به نفس - افزايش اعتماد به نفس

روان‌شناس دانشگاه هاروارد، «اِمي كادي و سايرين»، بر روي تاثيرات حالت‌هاي مطمئن بدن بر هورمون‌هاي ما تحقيق كرده‌اند. به دنبال احساسات اطمينان و اعتماد به خود در بدن خود بگرديد و آن‌ها را بيشتر تمرين كنيد. پاهاي خود بر روي زمين را حس كنيد، بدن خود را باز و راحت نگه داريد. شكوهمند فكر كنيد.

پيام اصلي او در ويدئو اين است كه حالات بدن فرد، تنها سطح اعتماد يا تزلزل او را منعكس نمي‌كند. حالت بدن پيام‌هايي به مغز مي‌فرستد كه به شما مي‌گويد دقيقاً چه حسي داريد. با توجه به اين مسئله، اگر مي‌خواهيد احساس قدرتمندي از اوج اعتماد به خويش داشته باشيد، بايد كاري كنيد كه بدنتان آن پيام‌ها را به مغز ارسال كند. استوار بايستيد، صاف بنشينيد و لبخند به لب داشته باشيد.

هر چه كارتان را بهتر انجام دهيد، خودتان را بيشتر دوست خواهيد داشت و اعتماد به نفستان نيز افزايش خواهد يافت. – برايان تريسي

۲. حضور را تمرين كنيد

اين تكنيك كه شبيه به مفهوم ذهن آگاهي است، مزاياي زيادي براي سلامت جسماني و رواني شما دارد. شما مي‌توانيد در هر زماني و هرجايي ذهن آگاهي را تمرين كنيد. مي‌توانيد همين الان با دنبال كردن مراحل زير، آن را امتحان كنيد: از آگاهي خود آگاه شويد؛ يعني خودتان و محيط اطرافتان را مشاهده كنيد. با احساسات بدني خويش شروع كنيد، پاهاي خود، شكم و سينه، بازوها و گردن و سر خود را حس كنيد. دقت كنيد كه نفستان وارد و خارج مي‌شود. دقت كنيد كه احساسات فراواني را تجربه مي‌نماييد. به آن‌چه كه در دامنۀ بينايي شما قرار دارد، دقت كنيد. به آن‌چه كه مي‌شنويد نيز دقت كنيد. شايد احساسات طعم و بو نيز وارد آگاهي شما بشوند. سپس فراتر از اين احساسات برويد تا انرژي، سكوت يا سر و صداي اطراف خود را حس كنيد. حضور خود را حس كنيد.



ريشه اعتماد به نفس

تا كنون به اين موضوع انديشيده ايد كه ريشه اعتماد به نفس چيست و چطور ميشود كه بعضي از بچه ها اعتمادبنفس بالا و بعضي از بچه ها اعتمادبنفس پايين دارند. عجيب تر از آن گاهي دو كودك را ميبينيم كه در محيط يكساني بزرگ شده اند و تربيت يكساني دارند اما يكي اعتمادبنفس بالا و ديگري اعتمادبنفس پاييني دارد به راستي ريشه اعتماد به نفس كجاست كه چنين مواردي را شاهد ميشويم؟ بنياد اعتماد به نفس چيست كه گاهي بعضي از روانشناسان ميگويند فلان شخص ژنتيكا اعتماد به نفس پايين تري دارد و براي كار بر روي ريشه اعتماد به نفس او تلاش بيشتري بايد صورت پذيرد.

ريشه اعتماد به نفس چيست ؟

در شكل گيري ريشه اعتماد به نفس افراد موارد زيادي نظير خانواده، گروه همسالان، محيط زندگي و ... دخيل هستند اما چطور ميشود كه گاهي دو فرد كه در تمام اين موارد باهم يكسان هستند اعتماد به نفس يكساني ندارند؟ اينجاست كه مبحث ديگري در ريشه اعتماد به نفس مطرح ميشود و آنهم ژنتيك و ديگري نحوه مواجه فرد با چالش ها است.

حقيقتا ژنتيك در ريشه اعتماد به نفس همان چيزي است كه از كنترل ما خارج است اگر فردي ذاتا با سطح اعتمادبنفس بالا و يا پاييني به دنيا مي آيد ديگر كار زيادي از دست ما بر نمي آيد ما ميتوانيم با در نظر گرفتن ريشه اعتماد به نفس او شرايط را كنترل كنيم اما نميتوانيم او را به سطح فردي كه سطح اعتماد به نفس بسيار بالايي دارد برسانيم. اما مورد ديگر در ريشه اعتماد به نفس طرز مواجه فرد با مشكلات و چالش هاي زندگي است مثلا دوخواهر را درنظر بگيريد كه يكي در برابر ظلم سكوت و ديگري شورش ميكند اين برميگردد به ريشه اعتماد به نفس او و اينكه او تصميم گرفته در برابر يك مشكل خاص چه ريكشني نشان دهد. البته الگوي فرد در زندگي هم تاثير گذار است. گاهي در زمان شكل گيري ريشه اعتماد به نفس افراد يك كودك مادرش را به عنوا الگو و قهرمان خود انتخاب ميكند و يك كودك ديگر پدرش را.

تقويت ريشه اعتماد به نفس افراد

راه هاي افزايش ريشه اعتماد به نفس

در ادامه ۹ راهكار عملي را براي افزايش ريشه اعتماد به نفس به شما معرفي مي كنيم.

تمرين شجاعت و ايجاد ريشه اعتماد به نفس (مزاياي ترس)

غلبه بر ترس يكي از بهترين تكنيك هاي موفقيت و تحول فردي است. اما ترس به خودي خود چيز بدي نيست. ترس براي اين وجود دارد تا ما را از خطر فيزيكي حفظ نمايد.غريزه‌اي است كه براي حفاظت از ما در برابر خورده شدن توسط شكارچي وجود دارد. اما با وجود اين‌كه در خانه‌هاي مدرن خويش در امنيت به سر مي‌بريم، اين ترس براي مواجه با استرس روزمرۀ مدرن فعال مي‌شود كه باعث تحريك احساسات منفي مانند شرم، ناراحتي و ترس مي‌گردد. اين تجربه‌ها در پس زمينۀ روان ما اجرا مي‌شوند و فضاي ذهني زيادي را اشغال مي‌كنند. درست همانند اپليكيشن‌هاي موبايل كه در پس زمينه اجرا مي‌شوند و حافظه و باطري گوشي را مصرف مي‌نمايند. هنگامي كه در نقطۀ امن خويش به سر مي‌بريم و با فعاليت‌هاي روزمره از اين تجارب ناخوشايند در امان هستيم، بدون آگاهي از توانايي خويش براي رشد و پيشرفت مهارت‌هايمان زندگي مي‌كنيم. هرچقدر كمتر فرصت‌هايي براي اشتباه و شكست داشته باشيم، خروج از نقطۀ امن هراس‌انگيزتر خواهد بود. اما هنگامي كه از آن خارج مي‌شويم، حتي اگر به توانايي‌مان اعتماد نداشته باشيم، شجاعت ما را فرا مي‌گيرد. در قلمرو شناخته‌ها، اعتماد به خويش، بدون هيچ‌گونه مشكلي كار خودش را انجام مي‌دهد، اما در قلمرو ترس از ناشناخته‌ها، شجاعت كنترل را به دست مي‌گيرد. شجاعت خصيصه‌اي است كه به نسبت حرمت نفس، نيكوتر مي‌باشد زيرا نيازمند توان بيشتري است و معمولاً يك شخص شجاع هيچ‌گونه محدوديتي براي رشد و موفقيت نمي‌شناسد.

هنگامي كه شما ريشه اعتماد به نفس داريد، مي توانيد بسيار سرگرم كننده باشيد. و هنگامي كه شما سرگرم كننده هستيد، مي توانيد كارهاي شگفت انگيزي را انجام دهيد. – جو نامث

براي تقويت ريشه شكرگزار ترس هايتان باشيد

ما مي‌توانيم به خاطر ترس شكرگزار باشيم. مي‌توانيم ياد بگيريم مشتاقانه آن را بپذيريم، منشأ آن را درك كنيم و به‌عنوان نشانه‌اي براي آن‌چه كه نياز است مورد رسيدگي قرار گيرد، از آن استفاده ببريم. ترس ابزاري قدرتمند براي مرتب‌سازي كمد ذهن است. دقيقاً همانند مرتب كردن كمد، مي‌توانيم چيزهايي كه مي‌خواهيم براي مدت بيشتري نگه داريم را دسته‌بندي كنيم. هنگامي كه مرتب‌سازي انجام گيرد، احساس تازگي و پر انرژي بودن خواهيم كرد. اما هميشه نمي‌توان با خم كردن انگشتان بر روي هم و اميدوار بودن بر ترس غلبه كرد.

ما انسان‌ها موجودات عجيبي هستيم، انتظار داريم ترسمان در يك لحظه ناپديد شود. ما نبايد انتظار داشته باشيم كه ويولن را برداريم و فوراً قطعۀ Vivaldi را بنوازيم.

2 راهكار براي ساختن و حفظ ريشه اعتماد به نفس

اعتماد به نفس چيست - اعتماد به نفس بالا - افزايش اعتماد به نفس

مي دانيد كه من نيز مثل بسياري از روانشناسان نوين بر اين باورم كه اعتماد به خويش نيز چون عزت نفس يك مهارت است و براي كسب هر مهارتي بايد تمرين و تكرار كرد. براي ايجاد حرمت نفس، بايد اين حس را تمرين كنيد. مارتين سليگمن به ما يادآوري مي‌كند كه خودپندارۀ مثبت به تنهايي هيچ چيزي توليد نمي‌كند. حس امنيت در فرد از رفتار مثبت و سازنده بر مي‌خيزد. اما «پاجارس» مي گويد: اين بدان معنا نيست كه احساس امنيت و اطمينان به خويشتن براي سلامتي مهم نيست. اعتماد بنفس و خودكارآمدي بالا با بسياري از جنبه‌هاي سلامت رواني و جسماني در ارتباط است. بسياري از ما مي‌خواهيم و بسيار هم دوست داريم كه ريشه اعتماد به نفس بالا داشته باشيم اما درگير غلبه بر تزلزل، ترس و افكار منفي هستيم. با اندكي تفكر، تلاش زياد و شايد تغييري در ادراك خود بتوانيم به سمت اعتقادي قدرتمند و با ثبات دربارۀ خويش پيش برويم.

سلامتي نمي‌تواند فقط در ذهن ما وجود داشته باشد. سلامتي تركيبي است از معنا، روابط خوب و دستاوردها « مارتين سليگمن »

۱. در حالتي مطمئن بنشينيد يا بايستيد

اعتماد به نفس - افزايش اعتماد به نفس

روان‌شناس دانشگاه هاروارد، «اِمي كادي و سايرين»، بر روي تاثيرات حالت‌هاي مطمئن بدن بر هورمون‌هاي ما تحقيق كرده‌اند. به دنبال احساسات اطمينان و اعتماد به خود در بدن خود بگرديد و آن‌ها را بيشتر تمرين كنيد. پاهاي خود بر روي زمين را حس كنيد، بدن خود را باز و راحت نگه داريد. شكوهمند فكر كنيد.

پيام اصلي او در ويدئو اين است كه حالات بدن فرد، تنها سطح اعتماد يا تزلزل او را منعكس نمي‌كند. حالت بدن پيام‌هايي به مغز مي‌فرستد كه به شما مي‌گويد دقيقاً چه حسي داريد. با توجه به اين مسئله، اگر مي‌خواهيد احساس قدرتمندي از اوج اعتماد به خويش داشته باشيد، بايد كاري كنيد كه بدنتان آن پيام‌ها را به مغز ارسال كند. استوار بايستيد، صاف بنشينيد و لبخند به لب داشته باشيد.

هر چه كارتان را بهتر انجام دهيد، خودتان را بيشتر دوست خواهيد داشت و اعتماد به نفستان نيز افزايش خواهد يافت. – برايان تريسي

۲. حضور را تمرين كنيد

اين تكنيك كه شبيه به مفهوم ذهن آگاهي است، مزاياي زيادي براي سلامت جسماني و رواني شما دارد. شما مي‌توانيد در هر زماني و هرجايي ذهن آگاهي را تمرين كنيد. مي‌توانيد همين الان با دنبال كردن مراحل زير، آن را امتحان كنيد: از آگاهي خود آگاه شويد؛ يعني خودتان و محيط اطرافتان را مشاهده كنيد. با احساسات بدني خويش شروع كنيد، پاهاي خود، شكم و سينه، بازوها و گردن و سر خود را حس كنيد. دقت كنيد كه نفستان وارد و خارج مي‌شود. دقت كنيد كه احساسات فراواني را تجربه مي‌نماييد. به آن‌چه كه در دامنۀ بينايي شما قرار دارد، دقت كنيد. به آن‌چه كه مي‌شنويد نيز دقت كنيد. شايد احساسات طعم و بو نيز وارد آگاهي شما بشوند. سپس فراتر از اين احساسات برويد تا انرژي، سكوت يا سر و صداي اطراف خود را حس كنيد. حضور خود را حس كنيد.



راهنماي مسيحيان براي قانون جذب

طي چند سال گذشته ، در دنياي خودياري و توسعه شخصي غرق شده ام و سعي در گشودن عقب نشيني ، عقايد محدود كننده گذشته و ايجاد موفقيت در زمينه هاي مختلف زندگي ام دارم.در آن زمان ، من متوجه شده ام كه شما نمي توانيد در مورد رشد شخصي يا مربيگري زندگي صحبت كنيد بدون اينكه در نهايت با قانون جذب مواجه شويد.آيا تابحال از شخصي شنيده ايد كه بگويد "مثل مثل را جذب مي كند""آنچه شما در مورد خودتان فكر مي كنيد"براي به دست آوردن عشق ، شما بايد عشق بدهيد""ذهن بيش از ماده""شما آنچه فكر ميكنيد هستيد""كبوتر با كبوتر، باز با باز""انرژي به جايي مي رود كه قصد جريان دارد""شما آنچه را در آن قرار داده ايد بيرون مي آوريد""بدبختي شركت را دوست دارد"

بسياري از اين عبارات مشهور از مفاهيمي سرچشمه مي گيرند كه از قانون جذب حمايت مي كنند.
در نگاه اول ، ممكن است به نظر مي رسد ايده هاي رايج عادي هستند ، اما آيا تا به حال بررسي كرده ايد كه آيا اين عقايد با ايمان شما به عيسي به عنوان يك مسيحي همسو است؟ هرچه بيشتر به اين قانون جهاني نگاه مي كردم ، بيشتر فهميدم كه بايد اين موضوع پرمو را به درون نور بكشم و گفتگوي معناداري را با همفكران خود شروع كنم. به همين دليل است كه در اين پست ، من به برخي از سوالات مهم ، مانند:
قانون جذب چيست؟قانون جذب عصر جديد از كجا آمده است؟كتاب مقدس در اين باره چه مي گويد؟آيا اجراي قانون جذب در زندگي خود به عنوان يك مسيحي ايمن است؟يا قانون جذب از نظر كتاب مقدس علامت را از دست مي دهد؟

اگر قصد مطالعه كتابهاي توسعه شخصي ، گوش دادن به پادكست هاي خودياري ، شركت در سمينارهاي رشد شخصي يا سرمايه گذاري در امر مربيگري را داريد ، مي خواهم بتوانيد پرچم هاي قرمز اين صنعت را تشخيص داده و افكار و عقايد مشكوك خود را بررسي كنيد در برابر حقيقت كتاب مقدس بشنويد
و اگر كسي هستيد كه جدا از آنچه كتاب مقدس مي گويد ، به قانون جذب ايمان داشته ايد ، تصديق مي كنم كه از نظر معنوي بدنبال پاسخ هستيد ، اما مي خواهم شما را دعوت كنم تا نگاهي دقيق به آنچه كه كتاب مقدس در مورد قانون جاذبه و بررسي جايي كه شما ايمان خود را.
اگر مطمئن نيستيد كه چگونه اين كار را انجام دهيد ، با ما در ارتباط باشيد زيرا من شما را با چند نكته مهم آشنا مي كنم تا در داخل اين پست در نظر بگيريد.

قانون جذب چيست؟

قانون جذب اين اعتقاد است كه شما در زندگي خود ، روابط ، چيزها ، شرايط يا تجربه هاي خوب يا بد را جذب مي كنيد زيرا به آن فكر و توجه كرده ايد. به عبارت ساده ، "مانند مانند را جذب مي كند". اگر فكر مي كنيد يك فكر منفي باعث جذب انرژي منفي يا چيزهايي مي شود و اگر فكرهاي مثبت فكر مي كنيد ، انرژي مثبت يا چيزهايي را به زندگي خود جذب مي كنيد. اعتقاد بر اين است كه شما مي توانيد با استفاده از قدرت ذهن خود افكار خود را ترجمه كرده و به واقعيت تبديل كنيد. اين اغلب به عنوان تجلي شناخته مي شود. اگر كمي عميق تر كنيم ، متوجه خواهيم شد كه جنبش انديشه جديد قانون جذب را به عملي معنوي تبديل كرده است كه خداي كتاب مقدس را ارج نمي نهد و پرستش نمي كند. آنها معتقدند كه انسانها هميشه به منبع ثابت ، قدرتمند و جهاني متصل هستند و افكار ما انرژي معنوي است كه به صورت ارتعاشات به جهان تابش مي كند. هر فركانس ارتعاشي يا انرژي را كه ارسال مي كنيد ، هميشه مانند يك آهنربا به شما برمي گردد.

قانون جذب چگونه كار مي كند

بنابراين اگر مي خواهيد احساس خوبي داشته باشيد ، شادتر باشيد ، به موفقيت دست پيدا كنيد يا چيزهاي مثبتي را در زندگي خود جذب كنيد مانند فراواني مالي ، سلامت جسمي خوب ، روابط بهتر يا چيزهاي مادي بهتر كه به سادگي نياز داريد ... آنچه را كه مي خواهيد از جهان بخواهيد"منبع درون شما" پاسخ مي دهد و مي شودسپس خود را وارد فركانس ارتعاشي همان چيزي مي كنيد كه مي خواهيد رويا يا آرزوي خود را در زندگي خود بروز دهداگر مسيحي هستيد ، اميدوارم از قبل پرچم هاي قرمز را ببينيد ، اما اگر هنوز اين كار را نكرده ايد - بياييد نگاهي بيندازيم كه قانون جذب و جنبش انديشه جديد از كجا ناشي مي شود.

منشأ قانون جذب

من معتقدم درك قانون جذب و ريشه هاي جنبش انديشه جديد بسيار مهم است زيرا به ما كمك خواهد كرد كه به عنوان مسيحي تصميم بگيريم كه آيا ايدئولوژي چيزي است كه با ايمان ما همسو باشد يا از طرف دشمن ناشي شود.

كويمبي و قانون جذب


عكس توسط ويكي پدياجنبش انديشه جديد از اوايل قرن نوزدهم آغاز شد و از ايده ها و نظريه هاي ارائه شده در نسخه هاي خطي Quimby رشد كرد.
فينياس كويمبي ، كه يك مسحور و متوسط ​​بود ، معتقد بود كه "هر پديده اي در دنياي طبيعي تولد خود را در دنياي معنوي دارد" و معتقد بود كه "همه بيماري ها خطايي در ذهن است" ، يا عقايد اشتباه بيمار است. او ادعا كرد كه با استفاده از همان قدرت شفابخشي كه عيسي از آن استفاده كرد ، خود را شفا مي دهد. وي آزمايشات خود را براي آزمايش نظريه خود در مورد بهبود بيماري هاي بيماران بدون دارو از طريق تغيير مسير ذهن بيماران خود آغاز كرد.
همانطور كه بخشهاي مختلف اين نسخه را مي خواندم ، مشخص بود كه كويمبي كتاب مقدس و تعاليم عيسي مسيح را مورد تأييد و ارجاع قرار مي دهد ، اما او شروع به نتيجه گيري جديد مي كند كه در تضاد مستقيم با كتاب مقدس است. به عنوان مثال ، او معتقد بود ...
"" مسيح "هرگز در نظر گرفته نشده بود كه در مورد عيسي به عنوان يك انسان اعمال شود ، بلكه درمورد حقيقتي برتر از انسان طبيعي است - و اين حقيقت همان چيزي است كه پيامبران پيشگويي كرده اند. به نامهاي مختلفي خوانده شده اما همان حقيقت است. يك بدن طبيعي از گوشت و خون وجود دارد - اين عيسي بود. ذهن او مانند ساير افراد تابع يك قانون حقيقت بود كه مي توانست از طريق انسان طبيعي توسعه يابد. اين قدرت عيسي سعي كرد مردم را متقاعد كند ، همانطور كه من سعي مي كنم مردم را متقاعد كنم كه كشوري مانند روشن بيني وجود دارد ، يعني قدرتي وجود دارد كه داراي هويت است و مي تواند بر اساس انسان طبيعي عمل كند ، همان انسان طبيعي است. نادان از وقتي اين قدرت بر حواس او عمل مي كند ، در قالب يك ايده يا فكر عمل مي كند. انسان طبيعي آن را مانند بنده دريافت مي كند اما مانند پدر پدر ايده عمل مي كند. دنيا به خاطر اين برتري نسبت به بقيه همنوعانش به او اعتبار مي دهد. " صفحه 201
اين تنها يكي از نتايج بسياري از كويمبي است كه به وضوح به ما نشان مي دهد انجيل عيسي در كجا شكسته شده و شيطان كجا مفاهيم كتاب مقدس را منحرف كرده و آنها را به يك وعده كاملاً جديد دروغ تبديل كرده است. از ديدگاه يك مسيحي ، اين اصل موضوع است!

منابع:

سايت راز موفقيت

hellosensible

https://hellosensible.com/law-of-attraction-christian/

https://razemovafaghiat.com/keys-to-success-using-law-of-attraction/